بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 30
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
است ، حسد صفت رذيله ، و ناشى از قوه شهويّه دنياويّه است كه عدم تحمل عزّت و جاه ، يا علم ديگران است ، ولى غيرت سقوط صبر است از قبول زحمت موانع محبوب ، و شناساى اين فرق ظاهرا عارف صورى است ، و باطنا پس از عمل عارف حقيقى است ، چون در حسد صبر ندارد كه شخص ديگر داراى چيزى باشد و لو داراى لقاء محبوب يا عشق محبوب باشد ، از راه نفس و در غيرت صبر ندارد ، كه اغيار مانع از محبوب بشوند يا رقيب او باشند ، و اين در مقام محبّت است ، كه از نفس گذشته يعنى همان حسد نفسانى مبدّل به غيرت شده در مقام فناء نفس ، و عالم قلب و روح ، پس او عارف واقعى است و تزكيه به ازاء است يعنى تزكيهء نفس ، بلكه توفيق تجليهء قلب و عقل و روح را از كدورات بشريّه ، از نعمت و فضل و عنايت سابقهء حق بداند ، و اخلاص را به ياد آورد كه حقتعالى او را خالص كرده ، تا بمقام محبّت و غيرت رسيده آنوقت عارف واقعى است ، و يا بداند كه غيرت از اخلاص محبت است و بااينحال متحلّى و متّصف گردد . قوله ق « من عرف رجوعه الى الحقّ لم يضرّه الوسواس » يعنى كسى كه بشناسد رجوع خود را بسوى حق ، يعنى داراى مقام رجوع باشد ، كه بمحض خطور وسواس ، با حق آن را نفى كند ، يا رجوع كند بمقام قلب خود كه خالص از نفس است ، وسواس به او ضرر نمىكند ، زيرا كه نفسانى نيست و هم با تأييد حق نفيش كرده ، و اگر شيطانى هم باشد ، فورا تجلّى عالم دل همچون شهاب ثاقب ، او را مىسوزاند ، و ممكن است كه رجوع به حق اشاره به معرفت اهل شهود ، و كاملان باشد ، و مراد از عدم ضرر ، محال بودن وسواس است ، كه به او راه نمىيابد چنانچه در حديث حبّ علىّ حسنة لا يضرّ معها سيّئة « 1 » بزرگان دين عدم ضرر را چنان شرح فرمودهاند قوله قس « اوّل بدايات اهل المعرفة تحقّق خواطر القلوب و عوارض الاسرار » يعنى اوّل مقدمات حالات اهل معرفة تحقيق خطرات دلهاست ، و دانستن و تميز دادن ميان خاطر رحمانى و ملكى و نفسانى ، و تحقيق عوارض اسرار ، يعنى آنچه از سرّ و نهانى مىرسد بر وجود از فيوض الهى .
--> ( 1 ) يعنى دوستى و محبّت على عليه السلام حسنهاى است كه زيان نمىرساند بهواسطه آن سيئه زيرا تجلى عشق و نور ولايت مانند شهاب ثاقب آن سيّئه را مىسوزاند و يا خيال آن سيئه را نمىگذارد بدل راه پيدا كند .